اجمالا به صفات خداوند كه در قرآن آمده اند اشاره مي كنيم(صفات جلال وصفات كرام)برخلاف آنچه كه در كتابهاي عقايدو كلام آمده وصفات خداوند را به جلال وجمال تقسيم كرده اند .
درتعريف ساده اي از صفات خداوند مي توان گفت :صفات اكرام صفاتي هستند كه دلالت برجلب منافع ودفع مضار مي كنند ودر ذيل رحمان ورحيم قرار مي گيرند.
صفات جلال صفاتي هستند كه دلالت بر كنترل وقدرت مي كنند ودر ذيل اسماءمالك قرار مي گيرند ‘با شناختن صفات اكرام در انسان ايجاد رغبت مي شود وبر مبناي اين رغبت موضعگيري مناسب را در برابر خداوند به دست مي آورد وبا شناختن صفات جلال در انسان رهبت ايجاد مي شود كه بايستي بر اساس آن موضعگيري كند. به عنوان مثال وقتي مي داند خداوند رحمان ورحيم است يعني تمام ذاتش رحمت ومشغول رحم كردن بر بندگان است ‘موضعگيري او در برابر خداوند اين است كه او هم در رابطه با ديگر بندگان خدا داراي رحمت باشد.
در مورد صفات جلال نيز وقتي مي داند كه خداوند عزيز است موضع مناسب در مقابل خداوند اين است كه خود را ذليل بداند چون گفتيم كه اقتضاي اين صفت اين است كه انسان بنده ي خدا باشد . اما در رابطه با بندگان ديگر موضعگيري او به اين ترتيب است كه در برابر مؤمنين هم ذليل باشد (( أذله علي المؤمنين))
ودر برابر كافرين بايد عزيز باشد)) أعزه علي الكافرين )) .
به اين ترتيب با شناختن صفات خدا در انسان تحول و دگرگوني ايجاد مي شود ‘هر چه اين صفات را قويتر بشناسد قوه ي تحرك وحركتش بيشتر مي شود به تعبيري كه قبلا گفتيم رغبت و رهبتدر او ايجاد مي گرددوهمين رغبت ورهبت او را وادار مي كند كه با خداوند پيمان ببنددكه او را بندگي نمايد(إياك نعبد وإياك نستعين ( از تو استعانت مي جوئيم وبه تو توكل مي كنيم.وقتي خداوند داراي چنين صفاتي است لازم است كه انسان اورا بندگي كند . محور آيات سوره ي نوح اينگونه است:
آيات 1-4 بيان بعثت نوح وقيام براي مسئوليت
آيات 5-20 بيان گزارش كار از مأمور(نوح)به آمر(خداوند) ‘كه خود اين 15 آيه به دو مقطع وشايد سه مقطع تقسيم مي شود(به اين دليل مي گوئيم دو مقطع چون يك مقطع آن فقط يك آيه است).
از آيه 5-12 اين مطلب را بيان مي كند كه داعي براي دعوت هر راهي را كه نافع بوده باشد طي كرده است وچنين نبوده كه چند راه را عملي وتطبيق كرده باشد ولي چون بي نتيجه بوده ساير راهها را نرفته باشد .
از آيه 13-20 رعايت حكمت يعني آيات آفاق وانفس رابيان كرده كه طبعا آيات 13-14 آيات انفس و15-20 آيات آفاق مي باشندكه جمعا دعوت به حكمت است .در همين مرحله ي اول دعوت به حكمت واثبات اينكه تنها خداوند اله است وبس‘مطلب به اندازه اي روشن وواضح مي گرددكه افراد استعدادهاي خود را در رابطه با پذيرش ويا عدم پذيرش اين دعوت اظهار مي كنند. از مجموع آيات 5-20 نتيجه گرفته مي شود كه جلب منافع ودفع مضار به دست خداوند است پس كنترل انسان هم بايد در دست او باشد به تعبير ديگر خداوند خالق انسان است وتمام امكانات در دست اوست u((هوالذي خلق لكم ما في الارض جميعا(2) وبا اين وصف بايد آمر هم او باشدزيرا انسان خود به تنهايي قانوني ندارد تا طبق ان از امكاناتي كه در اختيار دارد به طور شايسته استفاده نمايد در نتيجه به انحراف مي رود( ألا له الخلق والامر(آگاه باشيد آمريت از آن خداوند است .
موضعگيري انسان در مقابل دو اسم خالق وآمر اين است كه مأمور و مخلوق باشد ‘مخلوق بودنش كه روشن وقابل انكار نيست ودر بخش دوم يعني مأمور بودن كه به انحراف مي افتد. نوح(ع) مأمور بود كه افراد قومش را نيز مأمور كند ولي متأسفانه تعداد كمي تن به حمل بار اين مأموريت دادند ومنحرف گشته ومسحق عذاب دنيا وآخرت گرديدند.
آيات 21-28 عدم تأثير دعوت به حكمت را بيان مي كندكه بررسي همان 15 آيه ي اول است ونتيجه گيري مي كند كه اينها كمترين انعطافي براي پذيرش دعوت از خود نشان نمي دهند بنابراين مستحق عذابند چون حضرت نوح از طريق وحي مطلع شده كه خداوند قصد عذاب اين قوم را دارد اوهم دست به دعا برمي دارد همانطوريكه از آيات مي توان فهميد ابتدا خداوند عزم كرده كه قوم را هلاك كند وحتما خواسته ي نوح(ع) هم خواسته ي خداوند است اين است كه براي هلاك شدن قوم دعا مي كنداكنون به بررسي آيات مي پردازيم:
((إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحاً إِلَى قَوْمِهِ أَنْ أَنذِرْ قَوْمَكَ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاء لَا يُؤَخَّرُ لَوْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ))
‹‹ترجمه:ما نوح را به سوي قومش فرستاديم ( و بدو دستور داديم ) كه قوم خود را ( از عذاب خدا ) بترسان ، پيش از آن كه عذاب دردناكي به سراغ ايشان بيايد
گفت : اي قوم من ! من براي شما بيم دهنده روشن و روشنگرم .
خدا را بپرستيد ، و از او بترسيد ، و از من فرمانبرداري كنيد .
( اگر دعوت مرا بپذيريد ) خداوند گناهان شما را ميآمرزد ، و تا اجل نهائي مرگ شما را به تأخير مياندازد . امّا اگر متوجّه باشيد ، هنگامي كه اجل نهائي الهي فرا رسد ، تأخير پيدا نميكند .››
صيغه ي جمع براي تعظيم وتكريم امر ارسال است (نوح را ارسال كرديم)اسم سوره هم دال بر اين است كه باكار حضرت نوح در ارتباط است ‘كلمه ي نوح از ناحَ گرفته شده به معني كسي است كه در انجام كاري هر چه كه در توان دارد سعي وتلاش نمايدوهيچ نتيجه اي از آن كار نگيرد وبعد از خستگي دچارناراحتي شده ومتوسل به نوحه وفرياد گردد‘حضرت نوح خودش را بسيار به زحمت انداخت ومأموريت خويش را به طور كامل به پايان برد وخداوند امر خود را مبني بر عذاب قومش صادر نمود.
(ما نوح را به سوي قومش ارسال كرديم كه آنها را انذار كند)طبعا قسمتي از اين انذار اين است كه به آنها بگويد دست از اين كار برداريد در غير اين صورت به عذاب خداوند گرفتار خواهيد شد ‘حال اگر اين عذاب را انكار كردند قسمتي از انذار نوح اين است كه آن افراد را از واقعيتي كه در ان هستند بترساند وبگويد وضعيت شما مطلوب نيست وشما به واسطه ي آنكه در جا مي زنيد گنديده ايد وبعد از مدتي ديگران را نيز به فساد مي كشيد.حضرت نوح دستور دارد كه آنها را از وضعيتي كه در آينده خواهند داشت بترساند (مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ). وقتي از جانب پروردگار براي نوح دستوري صادر مي شود شروع به بررسي وچگونگي رساندن اين دستود مي كند و مي گويد) قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ) من ترساننده ي آشكار شما هستم . قيد مبين براي نذير بودن براي اين است كه مردم انذار پيامبر را به شوخي مي گيرند وفكر مي كنند كه با آنها جدي نيست وبه نظرشان ابهامي در سخنان نوح است كه مي گويد من از طرف خدا براي هدايت شما آمده ام. قيد مبين براي انذار مي آيدو روشن است ‘نوح مي گويد شما را از دو چيز مي ترسانم 1-از وضعي كه الان در آن هستيد 2-وضعيتي كه در آينده به آن مبتلا خواهيد شدلحظه اي كه اكنون در آن هستيد بي ثباتي است و آينده هم عقوبتي نامساعد كه در انتظار شماست وبراي نجات از اين دو وضعيت من راه ‹‹عبوديت›› را به شما پيشنهاد مي كنم (أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ )خدا را بپرستيدوعبوديت كنيد. البته عبادت با عبوديت فرق دارد وقتي عبادت تبديل به بهترين عمل انسان شود عبوديت است بسياري از اوقات كاري را انجام مي دهد ونامش عبادت است وآن چيزي است كه خدا اراده ي به آن دارد ولي درآن وقت بهترين كارش نيست زماني مهمترين كار فقط عبادت است وعبوديت نيست چون عبوديت اوج عبادت وبندگي است وآن هنگامي است كه انسان با تمام وجود بنده شود نه قسمتي از او در بندگي كسي ديگر غير از خدا باشد( أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ ) تماما بنده ي خدا شويد (وَاتَّقُوهُ) در رابطه ي با او احساس مسئوليت كنيد ‘شايد كاملترين معنابراي تقوي احساس مسئوليت باشد چون معاني ديگر تقوي را هم در بر مي گيرد حال اگر تقوي را به ترس از خدا معني كنيم اين يك قسمت از تقوي است‘چون انساني كه احساس مسئوليت كند از خدا مي ترسد يا بعضي تقوي را به رعايت حدود خدا معني مي كنند واين هم يك قسمت از تقوي است . اگر انسان احساس مسئوليت نكند هرگز حدود را رعايت نمي كند ولي اين معني عام است وشامل معاني ديگر تقوي هم مي شود .
تقوي يعني احساس مسئوليت ‘وقتي انسان احساس مسئوليت كرد واز خدا ترسيد ودر رابطه با آن چيزي كه خودش را مقيد و ملزم مي داند شناخت كافي پيدا كرد بعد از ان در او مسئوليت قوت مي گيرد ومجموع اين شناخت و مسئوليت ايمان است . مثلا مفهوم ايمان به قيامت اين است كه جهاني ديگر ‘بهشت وجهنمي وحساب و كتابي در كار است اگر اين شناخت با احساس مسئوليت تركيب شود نتيجه اش ايمان به قيامت وآرامش است واگر با احساس مسئوليت همراه نباشد فقط يك علم مجرد است يهود ونصاري در اين باره آگاه بودند چون مي گفتند:( وَقَالُواْ لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّاماً مَّعْدُودَةً) ويا( وَقَالُواْ لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن كَانَ هُوداً أَوْ نَصَارَى)بهشت وجهنم را براي خويش قباله كرده بودند.
(وَاتَّقُوهُ)در رابطه با خدا احساس مسئوليت كنيد‘ يعني خدا براي شما در هر جا ملاك وميزان باشد مولانا مي فرمايد:
آينه غيب نما را ببين ترك خودي كن خدا را ببين
يعني اگر انسان خودش را ترك نكند نمي تواند خدا را ببيند .‹‹إعبدوالله كانّك تراه فإن لم تكن تراه فإنه يراك››. پيامبر اكرم در معني ومفهوم احساس مسئوليت مي فرمايد:اين دو مرحله از عبوديت است:1-انسان اگر به اوج عبوديت برسد آن وقت خدا را مي بيند واگر اخلاص كم وناقص باشد(فإن لم تكن تراه)خدا را نمي بيند ولي خدا اورا مي بيند ؛اين بيان دو درجه از عبوديت است كه احساس انسان در عبادت يا بايد در اوجش باشد تا خدا را ببيند يا اينكه در در جه اي باشد كه خدا انسان را مي بيند ‘مراحل سخت است ولي انسان قادر است كه به مقصد برسد .
(وَأَطِيعُونِ)ودر رابطه با من هم اطاعت پيشه كند ‘وَأَطِيعُونِ در اصل أطيعوني بوده كه (ي)آن افتاده وكسر جاي آن را گرفته است يعني مرا اطاعت كنيد عبوديت بعد از اطاعت خدا وعبادت او تنها در راه اطاعت رسول محقق است مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ در چند جاي قرآن آمده كه شرط اطاعت خدا ‘اطاعت رسول است ( قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ( اگر ادعا مي كنيد خدا را دوست داريد پس از من اطاعت كنيد.وخلاصه ي كلام اينكه بندگي خدا در اطاعت از رسولش تحقق مي يابد اگر عبوديت خدا را با احساس مسئوليت به جا آورديد ودر اطاعت از من به آن قالب عملي بخشيديد آنگاه (وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ)وهر چه انسان بيشتر احساس مسئوليت كند به همان اندازه خدا گناهان او را مي بخشد.
وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ممكن است سؤال شود پس بقيه چي؟ آنگاه بايد انسان برادريش را ثابت كند بعد ادعاي ارث كند در اواخر سوره ي احزاب مي خوانيم كه (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِيداً ô يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ) وقتي تمام گناهان بخشيده مي شود كه انسان صاحب قول سديد شوداما حال كه به اين درجه نرسيده ايد مقدمتا بعضي از گناهان بخشيده مي شود وبه تدريج پيش مي رود (وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى) وبراي جبران مافات فرصت مي دهد‘اجل مسمي يعني مدت تعيين شده ومدت نزد خدا معين ولي نزد مانه؛كه اين هم يكي از نعمتهاي خداست كه ما نمي دانيم كي اجلمان فرا مي رسدزيرا اگر مي دانستيم حال بدان مشغول مي شديم ومشغول بودن به نتيجه موجب غفلت از انجام مأموريت است خداي بزرگ در سوره ي توبه(105) مي فرمايد( وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ)كار كنيد وقرار نيست منتظر نتيجه باشيدچون به دست خداست.( وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ) پس درنتيجه تفكر نكنيد بلكه كار كنيد آن وقت موفق تر هستيد إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاء لَا يُؤَخَّرُ لَوْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ اگر اجل خدا فرا رسد دران تأخير نيست‘درها به روي شما بسته مي شود ومحاسبه پيش مي ايد :
آنچه دي كاشتي ميكني امروز درو طمع خوشه ي گندم مكن از دانه ي جو
(لَوْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ) اگر اهل علم وانديشه وبصيرت بوديدمي دانستيد وضعتان مطلوب نيست.



LinkBack URL
About LinkBacks





پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها